close
تبلیغات در اینترنت

حکایت بهلول از ملک و سلطنت !

حکایت بهلول از ملک و سلطنت !

عضو


عضو عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضو عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
تاریخ : 28 / 03 / 1392
ساعت
ساعت ارسال:9:16
نویسنده
نویسنده : hero

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.

 

خلیفه گفت: مرا پندی بده!

 

بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟

 

گفت : ... صد دینار طلا.

 

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

 

گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

 

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

 

گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

 

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
◄ موضوعات مطلب : سرگرمي , مطالب طنز ,
◄ برچسب‌ها: بهلول , حکایت بهلول , بهلول وملک وسلطنت , بهلول دانا , سایت علم وموزیک , داستان های پند آمیز بهلول , داستان های کوتاه , پند آموز , داستان های کوتاه و زیبا ,

خرابی


می توانید دیدگاه خود را بنویسید

آخرین نظرات ثبت شده برای این مطلب را در زیر می بینید:
  • نگين نگين می‌گه:
    این نظر در تاریخ 1392/3/28 و 20:19 دقیقه ارسال شده.

    با حال بود
    شکلکشکلکشکلکشکلکشکلک

بخش نظرات برای پاسخ به سوالات و یا اظهار نظرات و حمایت های شما در مورد مطلب جاری است.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
[Comment_Page]

[Comment_Form]

تبلیغات

توضیح تصویر

نظر

مطالب سايت چطوره؟






امار

:: بازدید کننده امروز : 246
::افراد انلاین:1
:: بازدید کلی : 4,502,376
:: کاربران عضو : 1511
::کل مطالب ارسالی:1881
::تاریخ امروز:سه شنبه 22 آبان 1397